باسلام خدمت دوستان عزیز خلاصه ای جدید از سریال لاله را براتون می گذارم .
دوستانی که انگلیسی اشان خوب است اگر به فیس بوک سری بزنند خلاصه قسمت های
لاله را می توانند ببیند. و دوستانی که انگلیسی اشان خوب نیست من یک سری
از خلاصه ها را در وب می گذارم.
لاله وقتی می فهمد که خانواده شوهرش پدرش را تهدید کرده اند بسیار
ناراحت می شود و غش می کند او چنار را مقصر می داند. لاله فکر می کند که
ازدواج چنار با او یک نقشه بوده است.
لاله به یشین می گوید که مادرش و چنار مقصر مرگ پدرش هستند و ازدواج
انها دروغی بیش نبوده. یشین تعجب می کند. و می گوید من اول هم به این عشق
شک داشتم چطور در عرض چند روز به تو نزدیک شد و با تو ازدواج کرد همه دروغی
بیش نبوده و شاید خرید تابلو راهی برای نزدیک شدن به تو بوده است.
مادر لاله وارد می شود و لاله می گوید من دیگر تو را مادرم نمی دانم تو
باعث خودکشی پدرم شدی و از این حرف ها. لاله به مادرش می گوید که چنار هم
همدست تو است ولی مادرش می گوید ان موقع چنار امریکا بوده و لاله از این
موضوع خوشحال می شود. لاله قاطی می کنه و می گه به مادرش که چون تو نمی
خواستی رسوایی ات رو بشود من رو فروختی و سوار ماشین می شه که بره همه چیزو
به چنار بگه و باهاش دعوا کنه. مادر باهاش حرف می زنه و قانعش می کنه که
تقصیر چنار نیست و همه چیز تقصیر اونه.
لاله و چنار باهم خوب می شن ولی یشین می خواد فیلم اون بوسه را به لاله
نشون بده و بگه اون مست بوده و چنار اون رو بوسیده و عشقشون رو خراب کنه.
پس فیلم را به عنوان هدیه تولد به خواهرش می دهد.
در اخر لاله به دکتر می ره و می فهمه بچه اش دختر است به چنار می گوید و
او هم می گوید که اگر قرار است دختری به زیباییی لاله داشته باشد خوشحال
است و نظر خانواده اش برایش اهمیتی ندارد.
در قسمت بعد زمرد به اداره پلیس احضار می شود و او فکر می کند که همه
اینها زیر سر نجیب است از طرفی اقبال و ریحان در خانه دارند به وضع زمرد می
خندد که شوهر ریحان برایشان قاطی میکند. و ریحان می گوید این زن قاچاقچی
است تو چرا مارا سرزنش می کنی و مهمت می گوید تو نباید از گرفتاری دیگران
شاد شوی و از این حرف ها و خلاصه دعوا می کنند.
لاله با چنار دعوا می کند که چرا به اندازه کافی از مادرش دفاع نکرده و
کاری نکرده که مادرش از این وضعیت نجات پیدا کند و چرا در مقابل خبرنگاران
طوری حرف زده که گویی به مادرش شک دارد.
لاله کس دیگری را مامور می کند تا درباره این موضوع تحقیق کند. لاله می
خواهد از نجیب شکایت کند ولی مادرش میگوید ما به او بیرون زندان نیاز
داریم.
زمرد از رازی خبر دارد. نجیب با اقبال قبل از ازدواج رابطه داشته اما
انها به هم بهم می زنند و افبال با برادر نجیب ازدواج می کند و در واقع
چنار پسر نجیب است.
دادگاه زمرد تشکیل می شود و او همش فریاد می زند که بیگناه است و از
طرفی یشین می فهمد که مهمت به ریحان خیانت می کند و از این طریق به ریحان
نزدیک می شود تا به او کمک کند که از پس ان زن منشی براید.
زمرد در زندان به نجیب زنگ می زند و می گوید که از رازش باخبر است و می
داند او عاشق زن برادرش بوده است. وقتی نجیب به زندان برای ملاقاتش می اید
زمرد به او می گوید که می داند که با اقبال در ارتباط است و چنار پسر اوست .
وقتی نجیب می گوید می خواهی در مقابل سکوتت تو را از زندان بیرون بیاورم
زمرد می گوید نه تنها من را از زندان بیرون می اوری باید با من ازدواج کنی.
نجیب قاطی می کند ولی زمرد می گوید چاره دیگری نداری وگرنه رازت برملا می
شودددددددددددد. {چه زنیییییییی}
+ نوشته شده توسط ادمین در شنبه
1391/06/11 و ساعت
2:8 بعد از ظهر |